سفارش تبلیغ
صبا ویژن
کل بازدیدها:----1245119---
بازدید امروز: ----36-----
بازدید دیروز: ----80-----
اعتماد به نفس و عزت نفس ؛ موفقیت ؛ کمرویی - موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران زاهدان
 
 
  • درباره من
    اعتماد به نفس و عزت نفس ؛ موفقیت ؛ کمرویی - موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران زاهدان
    عظیم جان ابادی
    وبلاگ موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران به شماره ثبت 174 واقع در زاهدان با اهداف کاهش آسیب و مواد مخدر ایدز که از جمله کارهای موفق این موسسه افتتاح اولین مرکزDIC(مرگز کذری معتادین )جنوب شرق کشور تحت حمایت معاونت امور فرهنگی و پیشگیری بهزیستی س و ب ادرس مرکز زاهدان خیابان هیرمند شمالی بین هیرمند 47و49که این مرکز توانسته با تحت پوشش قراردادن بیش از 400معتاد گذری در یه سال گذشته در یکی از محله ای محروم شهر زاهدان امارخوب و قابل توجهی از خود به جای گذارد.ضمنا تمام سوالات شما رادر مورد ایدز-اعتیاد-آسیب های اجتماعی- مهارت های زندگی-ترک اعتیاد- جوابگو می باشد. تلفن های تماس:05414508964-09395438549وهمچنین در زمینه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره ایی و حمایتی ویژه معتادین در شهر زاهدان به صورت رایگان همکاری مینماید
  • لوگوی وبلاگ
    اعتماد به نفس و عزت نفس ؛ موفقیت ؛ کمرویی - موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران زاهدان

  • پیوندهای روزانه
  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
    انواع مواد مخدر
    ایدز
    ترک اعتیاد
    همایش و کارگاه اموزشی موسسه ستایشگران
    بهداشت و سلامت
    دهان و دندان
    سلامت چشم ها
    کودکان
    داروها
    زنان و بارداری
    بیماری های کلیه
    بیماران دیابتی
    سرطان ها
    خون
    خواب و استراحت
    مراقبت از پا و کمر
    بزرگان علم پزشکی
    گوش حلق بینی - مو
    شناخت بیماری ها
    محیط زیست
    مضرات سیگار
    حجامت
    بیماری قلبی
    صرع
    سلامت روح و روان > آرامش ؛ عصبانیت
    سلامت روح و روان > معلولیت
    اعتماد به نفس و عزت نفس ؛ موفقیت ؛ کمرویی
    فقر بیکاری
    خودکشی
    دختران فراری و فحشا
    طلاق
    آسیب های اجتماعی مراکز غیر دولتی
    سلامت روح و روان > افسردگی ؛ بیماری های روانی
    مهر 1387
  • لینک دوستان من
    وبلاگ تخصصی حضرت معصومه «کریمه اهل بیت »
    عرشیان خاک نشین «شهید مرتضی بصیری»
    کریم اهل بیت
    تنها ترین سردار
    لینک باکس وبلاگ های مذهبی
    عاشقان وصال
    خط سبز
    وصال
    انتظار سبز
    حضرت مهدی عج
    هَل مِن ناصر یَنصُرنی
    خورشید خیبر
    نگاهی نو به فردا
    هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره و مقاله)
    مشکی رنگه عشقه
    ای تشنه لب
    پوست کلف
    عــــشقـــــولـــــک
    اتحادیه دانش آموزی سیستان و بلوچستان
    انجمن طنین تفتان(ملی،مردمی،مستقل)
    .•¤ خانه آرزو ¤•.
    شیعه مذهب برتر Shia is super relegion
    دست خط ...
    فرشتگان رنجور
    ماورای سکوت
    بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
    دم مسیحائی
    احساس با تو بودن
    گل یخ
    خلوت من
    دل نوشته های یک دختر شهید
    پشت جبهه
    شب مهتابی
    مه نو سفر
    وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
    او برای دم هر ثانیه ام رحمتی بود عظیم!
    نان ، عشق ، موتور هزار
    پلاک هشت
    کجایند مردان بی ادعا؟
    به برادرم مسیح
    کجایید ای شهیدان خدایی
    .:: رویش عشق::.
    در فراق وطنم
    امید آخر
    یک قدم تا پشت خاکریز
    قدرت شیطان
    آقاشیر
    بررسی عوارض استمناء و راه های ترک آن
    دل نوشته های کودک خیابانی
    تام ( تفکر - ایمان - محبت )
    سجاده ای پر از یاس
    تا ریشه هست، جوانه باید زد...
    خلوت تنهایی
    پرسه زن بیتوته های خیال
    فتوبلاگ
    آسیبهای اجتماعی
    آنالیز ریاضی قرآن
    مذهب عشق
    عاشق آسمونی
    .: شهر عشق :.
  • لوکوی دوستان من
  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • وضعیت من در یاهو
  • اعتماد به نفس
    نویسنده: عظیم جان ابادی پنج شنبه 87/2/26 ساعت 8:54 صبح

    اعتماد به نفس

     چگونه اعتماد به نفس را در کودک پرورش دهیم ؟


    اعتماد به نفس (Self – esteem )زره و سلاح کودک در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم کردن او با مسائل و مشکلات آن است . کودکانی که احساس خوبی نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند . این کودکان واقع گرا  و خوش بین هستد . در مقابل ، کودکانی که اعتماد به نفس کمتری دارند ، مقابله با مسائل و مشکلات ، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناکامی آنهاست .




    کودکانی که تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند ، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشکلات خواهند داشت . اگر آنان اسیر افکار خود انتقادی مانند « من خوب نیستم » یا «  من نمی توانم هیچ کاری را درست انجام دهم »  شوند ، یقینا به افرادی مطیع ، منفعل ، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای  جدید ، پاسخ آنها به سرعت « نمی توانم » است.

       بهتر است بدانید ، نقش شما به عنوان والدین کودک ، در ایجاد و تقویت « اعتماد به نفس »  در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد

    .

    « اعتماد به نفس » چیست ؟

    برای تجهیز کودکتان به ابزاری که به تقویت اعتماد به نفس او کمک کند ، قبل از هر جیز لازم است واژه « اعتماد به نفس»  را بهتر بشناسید . برایان مسینگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنین تعریف می کند :
    «  اعتماد به نفس »  مجموعه ای از باورها و احساسات است که ما درباره خود داریم

    .


    تعریفی که ما از خود داریم ، با همان مقدار و کیفیت  بر انگیزشها ، بازخوردها و رفتارهای ما تاثیر دارد . این الگوها در دوران اولیه زندگی ، در حدود سن 3 یا 4 سالگی شکل می گیرند . کودکان در این سن در حال کشف بسیاری از ایده ها و باورها و رسیدن به نتایجی هستند که در همان سنین شروع به شکل گرفتن و تثبیت شدن می کند ، اما این فرایند حتی قبل از این سن شروع شده است . زمانی که یک نوزاد یا طفل نو پا به مرحله مهمی از زندگی می رسد ، حس کمالی را تجربه می کند که تکیه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .

     زمانی که کودک پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان می شود ، یک حس توانستن را تجربه می کند ؛مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی .

    همچنان که کودک تلاش می کند ، شکست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان ،  بر اساس تعاملاتش با سایر افراد ، در حال شکل دادن افکاری در باره « خودش »  می شود.

    این همان عاملی است که نقش کلیدی والدین را در کمک به شکل گیری سالم و درست «  ادراک از خود »  کودک نشان می دهد .

    اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان ترکیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود . کودکی که با موفقیت هایش شاد است ، اما عشق را احساس نمی کند ، نهایتا" ممکن است احساس اعتماد به نفس کمتری را تجربه کند . کودکی که مورد محبت واقع می شود ، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممکن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود که بین این دو ،  یک تعادل درست حاصل شود. .

    علائم و نشانه های اعتماد به نفس

    همچنانکه کودک رشد می کند ، روند اعتماد به نفس در او تغییر می یابد و با شرایط مختلف تطبیق داده می شود  چرا که این روند ، از طریق تجربیات و ادراکات کودک شکل می گیرد .

    کودکی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد ، تلاشی برای تجربه های جدید انجام نمی دهد ، در باره خود منفی بافی می کند و چنین عباراتی را به کار می برد : « من احمقم » ،  « من هرگز این  کار را یاد نمی گیرم » و یا « کسی به من اهمیت نمی دهد » . او تحمل ناکامی را ندارد و به سادگی عقب نشینی می کند ؛ منتظر است  کسی به او کمک کند و کارش را انجام دهد . این گونه کودکان موانع و شکستهای موقتی و زودگذر را به عنوان شرایطی غیر قابل تحمل ، سخت و دائمی تلقی می کنند و این به معنای غلبه حس بدبینی و بدی مطلق است .

    کودکی که اعتماد به نفس خوبی دارد ، از تعامل با دیگران و شرکت در فعالیتهای گروهی لذت می برد و در نهادهای اجتماعی به دنبال کسب استقلال است . او مشتاق یافتن علائق جدید می باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال یافتن راه حل است چنین کودکی ناخشنودی اش را بدون تحقیر خود یا دیگران اعلام می دارد و به جای اینکه بگوید : « من یک کودنم » می گوید : « من این را نمی فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته  آنرا می پذیرد . در این گونه کودکان ، حس خوش بینی غالب است .

    اما نقش والدین در کمک به این کودکان چیست ؟


        نظرات دیگران ( )

  • ... والدین چگونه اعتماد به نفس را در کودک سالم پرورش می دهند ؟
    نویسنده: عظیم جان ابادی پنج شنبه 87/2/26 ساعت 8:54 صبح

    ... والدین چگونه اعتماد به نفس را در کودک سالم پرورش می دهند ؟

     در اینجا چند نکته را که می تواند به این امر کمک کند ذکر می نماییم :

    1- بدانید چه می گویید: کودکان به کلمات و گفته های والدین بسیار حساس هستند . فرزندتان را نه فقط برای نتیجه خوب یک کار ، بلکه برای همت و تلاشش ، ستایش و تمجید کنید ، اما صادق باشید . برای مثال اگر فرزند شما نتوانست عضو تیم فوتبال شود یا بازی خوبی ارائه نداد ، از گفتن چنین عبارتی خودداری کنید : " دفعه بعد بیشتر تلاش کن تا موفق شوی » و به جای آن بگویید « تو موفق نشدی ، اما واقعا" تلاش تو در این راه قابل ستایش بود » .

    تلاش و به اتمام رساندن کار او را به جای نتیجه کارش مورد تشویق قراردهید.

    به جای تاکید بر نتیجه کار ، تلاش و سعی او را تشویق کنید .

    2 – برای او یک الگوی مثبت باشید : اگر شما فردی تند ، خشن و بدبین هستید و نسبت به توانمندیها و محدودیت های  خود واقع بین نیستید ، فرزند شما آئینه تمام نمای شما خواهد بود .اعتماد به نفس خودرا پرورش دهید تا فرزند شما یک الگوی خوب داشته باشد

    3 – باورهای نادرست فرزندتان را تشخیص داده و او را هدایت کنید : یک گام مهم والدین ،  شناختن باورهای غیر منطقی کودکان در باره خودشان است . این باورها در باره کمال ، جذابیت ،  توانمندیها و هر چیز دیگر که باشد ، می تواند ریشه گرفته  ، پابرجا شود و برای کودک جایگزین حقیقت مثلا کودکی درمدرسه دانش آموز خوبی است ، اما با درس ریاضی مشکل دارد ، او ممکن است با خود بگوید : « من نمی توانم درس ریاضی را خوب یاد بگیرم ، پس یک دانش آموز بد هستم » . و این یک تعمیم غلط است که می تواند او را مستعد شکست سازد .فرزند خود را تشویق کنید که به موقعیت ها با دید بهتری بنگرد . یک پاسخ سودمند شاید این باشد : « تو دانش آموز خوب و کوشایی هستی و در مدرسه هم کارهایت را خوب انجام می دهی . ریاضی فقط یک درس از چندین درست  است که نیاز به صرف وقت بیشتری دارد . ما با هم  روی آن کار می کنیم . »

    4 – با فرزند خود راحت ، خونگرم و مهربان باشید :

    عشق شما به فرزندتان اعتماد به نفس او را افزایش می دهد. او رادر آغوش بگیرید . به او بگویید مایه افتخارشماست . او را صادقانه ، با رعایت اعتدال و بدون افراط تحسین کنید . کودکان می دانند که قلب شما چه می گوید.

    5 – پسخوراند دقیق و مثبت به او بدهید :

    عباراتی نظیر : « تو همیشه اینطوری آشفته میشوی » سبب می شود در کودک شما عقایدی رشد کند دال بر اینکه او بر هیجانات و خشم خود کنترلی ندارد ،  جمله بهتر می تواند این باشد : « تو ازدست برادرت خیلی عصبانی شدی ، اما کاری خوبی کردی که سر فریاد نزدی یا برادرت را  کتک نزدی :» این اعتراف همراه با تشکر ضمنی ، انتخابی را که انجام داده ، تقویت می کند . او را تشویق کنید تا باردیگر گزینه بهتر و درست تری را انتخاب کند .

    6 – محیط خانه را امن و محل پرورش و آرامش او قراردهید: کودکی که احساس امنیت نمی کند یا نسبت  به او بدرفتاری می شود ، بی اندازه دچار عدم اعتماد به نفس خواهدشد . کودکی که در محیط پر از بحث و جدل و نزاع مکرر والدین قراردارد ، کودکی افسرده و منزوی می شود.همیشه به خاطر داشته باشید که از کودک خودحمایت کنید و به او احترام بگذارید

    .

    محیط خانه خود را برای اعضای خانواده پناهگاه امنی قراردهید . مراقب بد رفتاری دیگران با او ، مسائل مدرسه ، مشکلات و درگیری های او با همسالانش ودیگر عواملی که بالقوه می تواند به اعتماد به نفس او خلل وارد کند ، باشید .

    7 – به فرزندتان کمک کنید که تا در تجربیات سازنده شرکت کند:  فعالیتهایی را تشویق کنیدکه همکاری و تعاون در آن باشد و حس اعتماد به نفس را پرورش دهد نه فعالیت هایی که حس چشم و همچشمی و رقابت ناسالم را در به وجود آورد . برای مثال فعالیت هایی که در آن بزرگترها  به کوچکترها کمک می کنند تاخواندن چیزی را یاد بگیرند که می تواند برای هردوی آنها جذاب باشد .

    استفاده از مشاوره تخصصی

    اگر فکر می کنید کودکتان اعتماد به نفس کمی دارد ، به دنبال کمک و مشاوره تخصصی باشید . خانواده و کودک با کمک مشاور متخصص می توانند دلایل ریشه ایو نهفته را بیابند، نسبت به رفع آنها بکوشند و به او کمک کنند که درباره خود خوب بیاندیشد. در این صورت کودک شما می تواند خود ودنیای اطرافش را واقعی تر ببیند و حقیقت وجودی خود را بشناسد.


        نظرات دیگران ( )

  • اعتماد به نفس
    نویسنده: عظیم جان ابادی پنج شنبه 87/2/26 ساعت 8:53 صبح

    اعتماد به نفس

    « می توانم!»

    آیا تا کنون این جمله را به کار برده اید؟ از به کار بردن آن، چه احساسی به شما دست داده است؟ « نمی توانم» را چه طور؟ از به کار بردن آن چه احساسی به شما دست داده است؟ آیا هرگز به تفاوت این دو احساس اندیشیده اید؟

    اگر لحظه ای در خود فرو روید و به احساسی که گفتن این دو جمله در شما ایجاد کرده است - بیندیشید، به خوبی به قدرت و ارزش اعتماد به نفس- پی خواهید برد. لذت و احساس خوشایندی که در هنگام گفتن« می توانم» در شما پدید می آید، با هیچ چیزی قابل قیاس نیست.

    یک بار هم که شده ، این جمله را در برابر کار بزرگ و دشواری، به کار ببرید و ببینید چه قدر لذت بخش و دوست داشتنی است! اگرچنین کنید، دیگر هیچ گاه گرد واژه « نمی توانم» ، نخواهید چرخید و از احساس ناتوانی که این جمله در شما ایجاد می کند، متنفرخواهید شد. پس به خود، ایمان بیاورید و بگویید:« می توانم!» « می توانم» ، بنیاد بنای با شکوهی است که از آن، به « موفقیت» یاد می شود، شما هم می توانید « موفق» باشید، اگر توانایی های خود را باور کنید. از خواستن تا موفق شدن، یک گام بیشتر فاصله نیست و آن گام، اعتماد به خویشتن است. اعتماد به نفس ، یعنی کشف توانایی ها و آگاهی از گستردگی قدرت و امکانات نهفته در درون خود.

    آیا تا کنون در زندگی آنان که یکی از اعضای بدن خود را از دست داده اند و عضو دیگر را به جای آن نشانده اند، اندیشیده ای ؟

    آیا تا کنون در زندگی قهرمانان، کاشفان، مخترعان، نویسندگان، هنرمندان، مصلحان و دیگر سرآمدان جامعه، دقت کرده ای؟

    آیا هیچ گاه خود را به جای یکی از آنان گذاشته ای ؟ چرا تو یکی از آنان نباشی؟ آنها چه چیز داشته اند که تو نداری؟ خوب در خود بیندیش! آری ، درست است: آنان خود را باور داشتند وبا دلیری گفتند:« می توانم»...

    دشواری هر راهی در آغاز آن است و آغازهر کاری، تصمیمی است که تو می گیری:« می توانم» یا « نمی توانم» .... همین دو جمله کوتاه! اگراولی بر زبان تو جاری شود، دشواری را پشت سر گذاشته ای، اما اگر دومی را به زبان بیاوری، برای همیشه مانده ای.

    اکنون چه تصمیمی گرفته ای؟ ماندن یا رفتن؟ به یقین، رفتن را بر می گزینی، پس درنگ نکن و بگو:« می توانم!»


    خودباوری

    نه مثل شاخه نیلوفر، که به این درخت و آن درخت می پیچد ، بلکه همچون درخت ، باید  ریشه دار بود: متکی به خویش، ریشه دوانده در باورها واندیشه ها، با شاخ و برگی از اراده و همت! در این صورت، نه از باد ، خواهی لرزید و نه از سیل، ریشه کن خواهی شد.

    ریشه های تو،همان استعدادها و توانمندی های فکری و روحی تو است، به شرط آن که آن ها را بشناسی، به کار بگیری، خسته نشوی و از پای ننشینی، تا از کاوش درمعدن وجود خویش، به گوهرهایی ناب ، دست یابی.

    انسان ، فرزند تلاش و تکاپوی خویش است و دست هایش، محصول مزرعه وجود او را می چینند؛ تا چه کاشته باشد و چه درو کند.


    چرا امروز و فردا می کنی؟ مگر چه قدر فرصت داری؟ فردای تو در دست تو است، تا امروز چه کنی!

    تو سابقه ای داری درخشان؛ فرهنگی داری متعالی؛ الگوهایی داری سازنده؛ استعداد و نیروی اراده ای داری ستایش برانگیز. احساس کمبود و حقارت ، چرا؟

    تناورترین درخت های کهنسال باغ معارف بشری، در سرزمین تو در کوهپایه های مکتب و فرهنگ دینی تو روییده و قد کشیده اند.


    تو آن اندازه افتخار و آوازه مکتبی و ملی داری که می توانی در جهان، به مسلمان و ایرانی بودنت مباهات کنی. بیگانگی از خویش چرا؟

    مگذار شکست ها تو را از پای درآورند. انسان، اگر طعم هیچ شکست و ناکامی را نچشد، یا غرور دامنگیرش می شود، یا در کوره حوادث زندگی، پخته و ورزیده نمی شود. کسی که در دریای پرموج، دچار کشتی شکستگی شود، حتی تخته پاره ای می تواند او را نجات دهد، به شرط آن که خود را نبازد و امیدش را از دست ندهد.

    راه پیروزی بر دشواری های زندگی، تدبیر، اراده، مشورت و اقدام است. بدبینی به آفرینش و سرنوشت، گناه است . افسردگی و اظهارعجزهم ، کار آدم های بی روحیه و ضعیف است. کسی که به خودباوری رسیده باشد ، در پیمودن راه زندگی و گشودن گره ها و شکستن بن بست ها، پرتوان تر به پیش می رود.

    اراده و عزم که داری... جوان و پر نیرو که هستی ... اینک، درآغاز راه زندگی، با کوله باری از توان و امید، می توانی آینده مطلوبی را برای خویش رقم بزنی.

    این گوی و این میدان!

    مگر تو از دیگران چه کم داری؟


    انواع خودباوری

    در میان خصلت های انسانی و فضیلت های اخلاقی، برخی چنان با اهمیت اند که می توان آنها را " صفات سرنوشت ساز" نامید. خودباوری یا اعتماد به نفس، در شمار این گونه فضایل روحی است. خودباوری، انواعی دارد:

    1. خودباوری انسانی

    2. خودباوری دینی

    3. خودباوری ملی

    4. خودباوری شخصی


    خودباوری انسانی

    نخستین نهاد خودباوری و اعتماد به نفس، باور به خود انسانی و توجه به ماهیتی است که فراتر از حیوان و عالی تر از ماشین است. انسان، موجودی است که استعدادها، ظرفیت و زمینه های رشد بیکران دارد. خداوند متعال انسان را تکریم کرده است؛ فرشتگان بر آستان او سجده کرده اند؛ با بهترین نظام آفریده شده است و می تواند خداگونه شود ، این انسان در درون خود، دارای جهانی بزرگ تر است.

    این خودباوری انسانی، در برابر خودباختگی ها و از خود بیگانگی های گوناگون، مطرح می شود. هنگامی که این خودباوری انسانی، از انسان رخت بربندد و انسان به خوهای حیوانی رو آورد، هویت حیوانی پیدا می کند؛ و اگر از عواطف انسانی تهی شود و از کشش ها و گرایش های متعالی دور گردد، خصلت های انسانی او کم می شود و این همان" خود باختگی" یا " دیگر شدن" ( الیناسیون) است.


    خودباوری دینی

    دین، هویت ملی و فردی ما را شکل داده و از دیر باز، با همه چیز ماعجین شده است. عشق ها، آرمان ها، غم ها ، شادی ها و خلاصه، نظام زندگی ما، همه برآمده از آموزه های دین است.

    دین، با درون مایه های غنی و  زندگی سازی که دارد و با الگوها، نمادها، شعائر، سنت ها و ارزش هایش، آشناترین خانه زاد ما است.

    ما باید تمام تلاش هایمان را در مسیر دین، سامان دهیم و  باور داشته باشیم که دین، بهترین عامل رشد فردی و اجتماعی است.

    مسلمانان در طول تاریخ، درهمین مسیر، قله های بلند فرهنگ و تمدن را فتح کردند. اکنون اگر این باور سست شود و پذیرش اندیشه ها و فرهنگ های بیگانه از دین یا مخالف با آن گسترش یابد، به از خود بیگانگی دینی دچار خواهیم شد.

    امروز ، خودباوری دینی به این معنا است که از عمق جان دریابیم اسلام، از هر مکتب و هر بینشی بالاتر و والاتر است؛ و باورداشته باشیم که اسلام، تنها دین پذیرفته خداوند است. روشن است که چنین باوری ، تنها می تواند با آگاهی و کسب معارف دینی و تجربه های معنوی به دست آید.


    خودباوری ملی

    ما به عنوان ملتی با پیشینه درخشان فرهنگی و نقش کارساز در تمدن اسلامی ، بشری و دانش جهانی، شایستگی های خویش را نشان داده ایم . اکنون نیز باید با باور کردن ظرفیت، استعدادها ، و توانایی های ملی، سرنوشت خود را در جهان کنونی، رقم بزنیم و حکومت فکری و فرهنگی بیگانه را نپذیریم.

    پذیرش غیرآگاهانه و زیان آور نمادها، ارزشها و سنت های بیگانه، بدترین شکل سقوط خود باوری ملی است.

    پیدایش خودباختگی ملی، جامعه را نسبت به اصالت ها، سنن و ارزش های ملی، بی اعتماد و با آنها بیگانه می کند.

    البته خودباوری ملی، به معنای گرایش های ملی گرایانه جدا شده از دین نیست . اسلام اساس هویت ملی ما است و تفکر تقابل ایران و اسلام، یک اندیشه پوچ است؛ و گرنه، ملیت ایرانی، بیش از هزار سال است که با هویت اسلامی آمیخته است.

    اهتمام شگفت کشورها به حفظ بناهای کهن و بزرگداشت شخصیت های تاریخی خویش و نیز شرکت فعالانه آنها درمسابقات بین المللی علمی، ورزشی و هنری نشان دهنده توجه آنها به خود باوری ملی است. این باور، تا زمانی که به پرستش ملیت و قوم گرایی افراطی نینجامد، نه تنها همسو با تعالیم دینی است، بلکه از راه کارهای دین برای پیراستن مردم و حاکمان مسلمان از آلودگی ها است.


    خودباوری شخصی

    به جز خودباوری انسانی، ملی و دینی، هر کس در قلمرو شخصی و شخصیتی خویش، تواناییها و استعداد های خاصی دارد که باید آنها را بشناسد، به کار گیرد و با اعتقاد به عظمت آنها، ضعف ها و شکست های خود را جبران کند.

    این خودباوری، ره آوردهایی از این دست دارد:

    1. از اتکای بی جهت به این و آن ، جلوگیری می کند.

    2. نا امیدی را می زداید.

    3. خودباختگی، نشناختن خود و خود کم بینی را از بین می برد.

    4. اراده را توانمند می کند.

    5. به انسان، شجاعت انجام دادن کارهای بزرگ را می دهد.

    خلاصه آن که در پی آن نباشیم که خود را با ساز دیگران موزون کنیم و یا خود را با کسانی که شناخت عمیقی از آنان نداریم، بسنجیم.

    آن که خود و مذهب و ملیت خود با باور کرده است ، بهترین زمینه را برای شکوفایی استعدادهای خویش فراهم آورده است. و آن که به چنین باور ارزشمندی نرسیده ، عمر گرانمایه خود را باخته است


        نظرات دیگران ( )

  • ناراحت نباش؛ حرکت کن
    نویسنده: عظیم جان ابادی پنج شنبه 87/2/26 ساعت 8:53 صبح

    ناراحت نباش؛ حرکت کن

    آیا شماآدم موفقی هستید یا نه، دچارناامیدی شده اید و نمی دانید بااین زندگی سخت و طاقت فرسا چه کنید؟

    متأسفانه ، عده زیادی از ما جوانان به دلیل نشناختن خود و مشکلات و نارسایی هایی که دامنگیرمان شده است، موفقیت را امری دور و دست نیافتنی می دانیم . برای همین بسیاری از ما به دنبال یافتن راه های کسب موفقیت هستیم .

    برای دستیابی به موفقیت، عوامل زیادی دخیل است . از مهمترین این عوامل پدر و مادر و سطح درآمد و سواد آنها است که درجه و اعتبار و پایگاه اجتماعی فرد و فرزندان را تعیین می کند و به ویژه در دوره کودکی و نوجوانی تاثیر گذار است؛ اما از دوره جوانی به بعد، این فرد است که نقش اساسی در رسیدن به موفقیت و یا نرسیدن به آن دارد .

    دراینجا به بررسی عواملی می پردازیم که به موفقیت یک جوان کمک می کنند .


    1- خود شناسی

    پیامبراسلام حضرت محمد (ص) در حدیثی عمیق فرموده است: کسی که خود را بشناسد، به یقین خدا را نیز خواهد شناخت.

    اما خودشناسی برای یک جوان چگونه میسر می شود و چه ابزاری می خواهد؟ خود شناسی، شناخت و درک عوامل شخصیتی، امکانات، استعداد و شرایط اجتماعی است و برای این کار لازم است توانایی ها و استعدادها و قدرت فرد، مشخص و در صورت امکان مکتوب شود و سپس نقایص و ضعف ها از دوستان و آشنایان پرسیده شود. اگر واقعاً می خواهید دراین راه موفق شوید، فهرستی از نقاط ضعف و قوت خود را تهیه و آنها را با هم مقایسه کنید. اگر نقاط ضعف شما غلبه داشت، بدون سرزنش خود، تصمیم بگیرید که به بهتر شدن ، فکر و عمل کنید.


    2- دوستی با خود

    نکته مهم دیگر، دوست داشتن خود است. البته دوست داشتن خود ، با تکبر و غرور فرق دارد . دوست داشتن در واقع ، پذیرش عزت نفس است. این که برای کوچکترین مشکل یا مسأله، خود را تحقیر نکنید و همواره به خود بگویید که دوست خوبی برای خود هستید.


    3- بخشش

    آرامش روحی و روانی انسان در بخشایش خود و دیگران به دست می آید. بی دلیل نیست که می گویند بخشش از بزرگان است؛ یعنی عفو و گذشت از کسانی است که روح بلند و شخصیت جا افتاده دارند. بخشیدن خود و دیگران، نیرو و وقتی را که باید صرف اندیشیدن به راههای کینه ورزی و انتقام شود، صرف ساختن دنیایی بهتر و آینده ای روشن تر می کند.


    4- توکل به خدا

    این که چرا توکل به خدا و شروع کار به نام او را در چهارمین گزینه توضیح می دهیم، به این علت است که بی شک تا کسی خود را نشناسد و از قدرت خود آگاه نشود و تا نتواند ببخشد و یا با خود رو راست باشد، نمی تواند به خداشناسی و در نتیجه توکل به او برسد. انسان معتقد به خالق همواره از نیرویی عظیم برای برخورداری از توانایی حل مشکلات بهره می گیرد.


    5- تعیین هدف

    داشتن هدف در زندگی، انگیزه ای برای ادامه دادن زندگی است و امید را در انسان زنده می کند. پس همواره اهدافتان را مشخص و آنها را اولویت بندی کنید و ببینید که به چه بهایی به آن می رسید و در قبال رسیدن به آن، چه چیزی را از دست می دهید. سپس درباره این اهداف با افراد با تجربه مشورت کنید. سپس با اراده و اشتیاق و توکل به خدا، مسیر رسیدن به هدف یا اهدافتان را در پیش بگیرید.


    6- راه ندادن ترس به خود

    هیچ گاه از این که به هدف خود نرسید یا شکست بخورید، ترس به خود راه ندهید. در واقع شکست، جزیی از زندگی است و پذیرش شکست و قدرت مقابله با آن نیز توانایی و لیاقت می خواهد.


    7- شاد بودن

    شادابی از مهمترین عوامل موفقیت فردی و اجتماعی است . انسان شاد و متبسم همیشه قدرت نفوذ دراجتماع و ارتباط بهتر با دیگران را دارد و به این وسیله می تواند به راحتی به بسیاری از اهداف خود برسد.


    8- کنترل گفتار

    " تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد" این پند حکیمانه، بیانگر لزوم اعتدال درسخن گفتن است. این ابزار ساده نیز می تواند ما را به اهدافمان نزدیک تر کند.

    از فردا می توانید به این راهکارها فکر کنید و آن را سرلوحه کارهای روزمره خود قرار دهید . به امتحان کردنش می ارزد.


        نظرات دیگران ( )

  • چگونه بر مشکلات غلبه کنیم
    نویسنده: عظیم جان ابادی پنج شنبه 87/2/26 ساعت 8:53 صبح

    چگونه بر مشکلات غلبه کنیم

    یکی از مهمترین توانمندی های انسان قدرت مقابله با مشکلات روزمره زندگی است . منظوراز مقابله تلاشی است که برای کنترل و اداره کردن موقعیت های حساس و تنش زا انجام می دهیم هر کس در مقابله با مشکلات از روشی استفاده می کند. یکی از اشکال مقابله که سودمندترین نتایج را در برخورد مناسب با مشکلات در بر دارد، تمرکز بر مشکل(یعنی بررسی کردن مسائل و یافتن راه حل ) است. این مهارت ، فرایند تفکرمنطقی و منظمی است که به فرد کمک می کند تا هنگام رویارویی با مشکلات، راه های متعددی را جست و جو و بهترین راه حل را انتخاب کند.

    مراحل حل مسئله

    حل مسئله مراحلی متوالی و پیوسته و مبتنی بر تفکر منطقی دارد که عبارتند از:

    1- انتخاب رویکردی صحیح نسبت به مشکل

    2- تعریف دقیق مشکل

    3- یافتن راه حلهای متعدد

    4- ارزیابی راه حلها

    5- انتخاب بهترین راه حل

    6- عمل به بهترین راه انتخابی

    بسیاری از افراد دیدی منفی نسبت به مشکل دارند . چنین دیدگاهی مانع هر گونه اقدام موفقیت آمیز برای حل مسئله می شود. این دیدگاهها حاوی افکارغیرمنطقی، انعطاف ناپذیروغیرواقعی نسبت به مشکل است . قدم اول در حل مشکل پرورش ادراک « تو می توانی»  است. مسئله گشایان موفق موقعیت مشکل زا را بخشی از زندگی تلقی می کنند. آنها به این واقعیت واقف هستند که مقابله منطقی و آرام با چالشها مهمتر و بهتر از برخورد تکانشی با آن است. برای رسیدن به این منظور باید بتوانید به خودتان بگویید بخشی از زندگی مواجه شدن با مشکلات است، وقتی با مشکلی مواجه می شوم باید آرام و خونسرد باشم و برای انتخاب بهترین راه حل بر مهارت های مسأله گشایی خود تکیه کنم.

    تعریف دقیق مشکل راه دیگری برای حل مشکلات است. هدف این مرحله تعریف دقیق، روشن و مشخص از مشکلی است که مایل به حل آن هستید. پس لازم است که ابتدا مشکل را مشخص کنید و سپس به صورت اختصاصی به تعریف آن بپردازید و تا حد امکان آن را به ابعاد کوچکتر و ساده تر تقسیم نمایید.

    پس از آنکه مشکل به طور دقیق و روشن تعریف شد، فهرستی طولانی از راه حل های مختلف تهیه کنید .و به ارزیابی آنها بپردازید . مرحله ارزیابی بسیارسخت است؛ زیرا باید هر یک از راه حل ها را از نظر سودمندی و پیامدهای آن برای خود و دیگران ارزیابی کنیم و در نهایت پس از بررسی تمام راه حل های پیشنهادی، راه حل های مفید و سودمند را با توجه به این که کدام یک جنبه های مثبت بیشتر و منفی کمتری دارند. انتخاب کنید. ممکن است در بررسی به این نتیجه برسید که ترکیبی از دو یا چند راه حل مناسب تر است . سپس با تعیین و انتخاب بهترین راه حل و یا اولویت بندی آنها، برنامه زمان بندی را مشخص کنید و به اجرای راه حلی که اولویت دارد و مناسب است، بپردازید. شاید اگر مسائلی را که تا کنون پشت سرگذارده اید ، بررسی کنید ، به این نتیجه برسید که در بسیاری از موارد راه حل مناسب را تشخیص داده اید، اما به آن عمل نکرده اید. چرا؟ این امر نشان دهنده این است که : انتخاب، مسأله مهمتر دیگری است که از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در پاسخ دادن به چرایی بالا جواب دادن به یک سؤال شخصی می تواند ما را به عمل نزدیکتر سازد تا چه میزان خود را شایسته رسیدن به موفقیت، پیروزی و شادکامی می بینید و برای رسیدن به آن تلاش می کنید؟ شما اغلب به نتایجی می رسید که به طور ناخود آگاه معتقدید شایسته آنها هستیم. به همین دلیل باید بررسی کنید که آیا اعمال شما نشانگر آن است که به شایستگی بیشتر خود در تمام زمینه های زندگی عقیده دارید؟ اگر می خواهید چیزی را که باعث کشف شایستگی در خود تان شده بیابید ، ببینید تصمیم گرفته اید چه کار کنید. مخصوصاً ببینید بیشتر اوقات چه کار می کنید. اگر اجرای راه حل مناسبی که انتخاب کرده اید مشکل به نظر می رسد، راه حل مورد نظر را به گام های کوچکتر و ساده تر تقسیم کنید. نکته بسیار مهم در این قسمت آن است که پس از اجرای راه حل مورد نظر به خود پاداش دهید. بدین ترتیب جریان مسئله پایان می یابد. اما چنانچه اولین راه حل مناسب، موثر واقع نشد ، با بررسی این نکات که آیا مشکل به خوبی و دقیق تعریف شده؟ اهداف واقع بینانه بوده، مراحل اجرای راه حل سخت تر از توان نبوده، و یا مشکل دیگری پیش نیامده؟ به سایر راه حل هایی که در اختیار دارید ، همچنین راه حل های جدیدی که در پی تجریه کنونی به آن رسیده اید بپردازید و مسیر را دوباره طی نمایید.


        نظرات دیگران ( )

       1   2   3   4   5   >>   >

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی با بیش از 100 مطلب
    ادرس جدید سایت
    کپسولهای ترک اعتیاد، بلای جان معتادان
    کتامین
    روشهای نوین ترک سیگار
    [عناوین آرشیوشده]