سفارش تبلیغ
صبا ویژن
کل بازدیدها:----1245123---
بازدید امروز: ----40-----
بازدید دیروز: ----80-----
بزرگان علم پزشکی - موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران زاهدان
 
 
  • درباره من
    بزرگان علم پزشکی - موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران زاهدان
    عظیم جان ابادی
    وبلاگ موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران به شماره ثبت 174 واقع در زاهدان با اهداف کاهش آسیب و مواد مخدر ایدز که از جمله کارهای موفق این موسسه افتتاح اولین مرکزDIC(مرگز کذری معتادین )جنوب شرق کشور تحت حمایت معاونت امور فرهنگی و پیشگیری بهزیستی س و ب ادرس مرکز زاهدان خیابان هیرمند شمالی بین هیرمند 47و49که این مرکز توانسته با تحت پوشش قراردادن بیش از 400معتاد گذری در یه سال گذشته در یکی از محله ای محروم شهر زاهدان امارخوب و قابل توجهی از خود به جای گذارد.ضمنا تمام سوالات شما رادر مورد ایدز-اعتیاد-آسیب های اجتماعی- مهارت های زندگی-ترک اعتیاد- جوابگو می باشد. تلفن های تماس:05414508964-09395438549وهمچنین در زمینه ترک اعتیاد و خدمات مشاوره ایی و حمایتی ویژه معتادین در شهر زاهدان به صورت رایگان همکاری مینماید
  • لوگوی وبلاگ
    بزرگان علم پزشکی - موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران زاهدان

  • پیوندهای روزانه
  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
    انواع مواد مخدر
    ایدز
    ترک اعتیاد
    همایش و کارگاه اموزشی موسسه ستایشگران
    بهداشت و سلامت
    دهان و دندان
    سلامت چشم ها
    کودکان
    داروها
    زنان و بارداری
    بیماری های کلیه
    بیماران دیابتی
    سرطان ها
    خون
    خواب و استراحت
    مراقبت از پا و کمر
    بزرگان علم پزشکی
    گوش حلق بینی - مو
    شناخت بیماری ها
    محیط زیست
    مضرات سیگار
    حجامت
    بیماری قلبی
    صرع
    سلامت روح و روان > آرامش ؛ عصبانیت
    سلامت روح و روان > معلولیت
    اعتماد به نفس و عزت نفس ؛ موفقیت ؛ کمرویی
    فقر بیکاری
    خودکشی
    دختران فراری و فحشا
    طلاق
    آسیب های اجتماعی مراکز غیر دولتی
    سلامت روح و روان > افسردگی ؛ بیماری های روانی
    مهر 1387
  • لینک دوستان من
    وبلاگ تخصصی حضرت معصومه «کریمه اهل بیت »
    عرشیان خاک نشین «شهید مرتضی بصیری»
    کریم اهل بیت
    تنها ترین سردار
    لینک باکس وبلاگ های مذهبی
    عاشقان وصال
    خط سبز
    وصال
    انتظار سبز
    حضرت مهدی عج
    هَل مِن ناصر یَنصُرنی
    خورشید خیبر
    نگاهی نو به فردا
    هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره و مقاله)
    مشکی رنگه عشقه
    ای تشنه لب
    پوست کلف
    عــــشقـــــولـــــک
    اتحادیه دانش آموزی سیستان و بلوچستان
    انجمن طنین تفتان(ملی،مردمی،مستقل)
    .•¤ خانه آرزو ¤•.
    شیعه مذهب برتر Shia is super relegion
    دست خط ...
    فرشتگان رنجور
    ماورای سکوت
    بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
    دم مسیحائی
    احساس با تو بودن
    گل یخ
    خلوت من
    دل نوشته های یک دختر شهید
    پشت جبهه
    شب مهتابی
    مه نو سفر
    وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
    او برای دم هر ثانیه ام رحمتی بود عظیم!
    نان ، عشق ، موتور هزار
    پلاک هشت
    کجایند مردان بی ادعا؟
    به برادرم مسیح
    کجایید ای شهیدان خدایی
    .:: رویش عشق::.
    در فراق وطنم
    امید آخر
    یک قدم تا پشت خاکریز
    قدرت شیطان
    آقاشیر
    بررسی عوارض استمناء و راه های ترک آن
    دل نوشته های کودک خیابانی
    تام ( تفکر - ایمان - محبت )
    سجاده ای پر از یاس
    تا ریشه هست، جوانه باید زد...
    خلوت تنهایی
    پرسه زن بیتوته های خیال
    فتوبلاگ
    آسیبهای اجتماعی
    آنالیز ریاضی قرآن
    مذهب عشق
    عاشق آسمونی
    .: شهر عشق :.
  • لوکوی دوستان من
  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • وضعیت من در یاهو
  • ابوعلی سینا؛مرجع جهان پزشکی
    نویسنده: عظیم جان ابادی چهارشنبه 87/2/25 ساعت 12:4 عصر

    ابوعلی سینا؛مرجع جهان پزشکی


    ابن سینا (شیخ الرئیس ابوعلی سینا) یا پور سینا دانشمند، فیلسوف و پزشک ایرانی، 450 کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که تعداد زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه‌است. جرج سارتون او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همه ی زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب "قانون" در زمینه پزشکی است.

    ابن سینا به نام حسین پسر عبدالله در سال 370 هجری قمری متولد شد و در سال 428 هجری قمری درگذشت. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق، شرف‌الملک، شیخ الرئیس، ابوعلی، حسین بن عبدالله، ابن سینا و البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است ومهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از: " شفا " در زمینه فلسفه و منطق؛ و " قانون" در زمینه پزشکی.

    «ابوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است، زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول را داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(آموزش و دانش در ایران، ص125)

    «وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار خود بودند، تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص493)

    بخشی از زندگی نامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابوعبید جوزجانی بدین شرح است:

    پدرم عبدالله از مردم بلخ بود. در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خُرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای اَفشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود. من در ماه صفر سال 370 از مادر زاده شدم .نام مرا حسین گذاشتند. چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد. در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم، آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.

    در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد. او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست. پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. وقتی که او به خانه ما آمد، من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

    ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

    چون ناتلی از بخارا رفت، من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم. اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم. چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت، در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

      

    بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ی ارسطو اشتغال ورزیدم، ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم. از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم، چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... . یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم. کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت. به من اصرار کرد که آن را بخرم. من آن را خریدم که کتاب اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابونصر فارابی بود. هنگامی که به در خانه رسیدم، بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس از خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود، صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال 387 بود و تازه 17 سالگی را پشت سر نهاده بودم.

    وقتی من وارد سال 18 زندگی خود می‌شدم، نوح پسر منصور سخت بیمار شد. اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتاب های بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.

    چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار، احوال مرا دگرگون ساخت. من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم. نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم. پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود. ناچار من از گرگانج بیرون آمدم. مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتاب هایی تصنیف کردم. ابوعبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

    ابوعبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتاب های او را تحریر کردم. استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را که به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد. از آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم " شفا " را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید، استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد. چهار ماه در زندان بسر برد و در زندان سه کتاب به رشته ی تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختی های بسیار کشیدیم، به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب " شفا "را تکمیل کرد. این کتاب مهم‌ترین و جامع‌ترین اثر ابوعلی سینا در فلسفه، مشاء و مبین آرای شخصی اوست. به سال 428 در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و همان جا به خاک سپرده شد.


        نظرات دیگران ( )

  • تاریخچه پزشکی
    نویسنده: عظیم جان ابادی سه شنبه 87/2/24 ساعت 10:27 عصر

    تاریخچه پزشکی

    پزشکی دانش شناخت بیماری‌ها، تشخیص، درمان و جلوگیری از بروز آنهاست.

    وسایل پزشکی

    در روزگاران کهن، این دانش برای مردم ناشناخته بود و بیماری‌ها را ناشی از عوامل ماوراء طبیعی می‌ دانستند، لذا برای درمان آنها به سحر و جادو دست می زدند.

    یونانیان در پیشرفت این دانش نقش به سزایی داشتند. دانشمندانی از جمله بقراط ، ارسطو و جالینوس از مروّجان اصلی این علم در یونان باستان بودند.

    همگام با پیشرفت سایر علوم، بنیان های علم پزشکی نیز دگرگون شدند. پیدایش مداوم دانسته‌ها و اطلاعات به همراه اکتشافات متعدد در رشته‌های علوم پایه ی پزشکی، به «علم نوین پزشکی» منجر گردیده ‌است.این علم اگرچه پایه‌های خود را از دانسته‌های گذشته گرفته ‌است و هنوز نیز از علوم سنتی به عنوان منبع استفاده می کند، ولی روش آن مبتنی بر استانداردهای سخت علمی است.

    در حال حاضر به دلیل گستردگی بسیار زیاد این علم، علاوه بر پزشکی عمومی، علم پزشکی به رشته‌های تخصصی و فوق تخصصی فراوان تقسیم گردیده ‌است و همچنین ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با رشته‌هایی مانند: داروسازی، علوم آزمایشگاهی و پیراپزشکی دارد.

    پزشکی در ایران

    در ایران باستان پزشکی سنتی شامل گیاه ‌درمانی، دعا درمانی و جراحی بوده ‌است. با برپایی دانشگاه‌هایی مانند: گندی‌شاپور، پزشکی در ایران گسترش یافت. پس از اسلام نیز این روند ادامه یافت.

    از پزشکان بزرگ ایرانی در دوره ی اسلامی می‌ توان به ابن سینا، زکریای رازی و علی ابن سهل طبری اشاره کرد.

    پزشکی ایرانی ترکیبی از انواع طبابت‌های رایج اقوام چینیف هندی، عربی و غربی بوده‌ است.

    مکاتب پزشکی

    روش درمان مغرب ‌زمین در کل «روش بقراطی» نام دارد.

    از دیگر روش های مهم درمانگری در جهان می‌ توان مکتب آیورودی هندی و پزشکی سنتی چینی، از جمله طب سوزنی را نام برد.

    منبع: ویکی پدیا


        نظرات دیگران ( )

  • بقراط، پدر علم طب جدید
    نویسنده: عظیم جان ابادی سه شنبه 87/2/24 ساعت 10:25 عصر

    بقراط، پدر علم طب جدید

    بقراط که به عنوان پدر علم طب جدید شناخته شده است، نخستین کسی بود که پزشکی را از خرافات جدا کرد. وی که در جزیره یونانی توس به دنیا آمد پسر یک طبیب بود . بقراط اعتقاد معاصرین خود را که می گفتند بیماری توسط خدایان انتقام جو به وجود می آید، رد کرد و به جای آن اعلام کرد که هر بیماری، یک علت طبیعی دارد. او گفت که اگر علت را بیابید، می توانید آن را درمان کنید.

    بقراط، پدر علم طب جدید

    بقراط می گفت با مشاهده نشانه های یک بیماری و در نظر گرفتن شدت آن، پزشک می تواند چشم انداز این بیماری را برای یک بیمار خاص پیش بینی کند. بقراط بر اساس چنین اندیشه های منطقی یک مدرسه طب را بنیان نهاد.

    عقیده پزشکی دیگری که بقراط قبول داشت، آن بود که روش درمانی که برای یک بیمار به کار می رود، ممکن است برای بیمار دیگر موثر نباشد. وی اعلام کرد که آنچه برای یک نفر غذاست، ممکن است برای دیگری زهر باشد.

    بقراط همچنین سایر پزشکان را تشویق می کرد که از درمان های ساده مانند یک رژیم غذایی سالم، استراحت زیاد و محیط تمیز استفاده کنند. او می گفت زمانی که پزشکان نمی توانند بیماری را درمان کنند، طبیعت اغلب این کار را می کند. در بیماران رو به مرگ نباید از روش های ساده ی درمان استفاده کرد و پیشنهاد کرد که بیماری های بحرانی، معالجه های بحرانی هم می خواهد.

    از دیگر توصیه های بقراط چیزی است که امروزه رفتار خوب بالینی نامیده می شود، با این عنوان که بیماری زمانی سخت تر است که ذهن مضطرب باشد و بعضی بیماران زمانی که از رفتار خوب پزشک رضایت داشته باشند، بهبودی خود را باز می یابند.

    وی معتقد بود که پزشکان باید خادم بیماران خود باشند و معیارهای سلوک شرافتمندانه را رعایت کنند. در زمان وی گاهی پزشکان برای از بین بردن بعضی از بیماران خود تطمیع می شدند و امکان داشت که یک حاکم به پزشکی دستور دهد که برای کشتن دشمن خود از سم استفاده کند. بقراط گفت: پزشک در مورد بیمار مسئول است.

    بقراط تعهد نامه ای را که امروزه دانشجویان پزشکی موقع اخذ درجه دکتری اظهار می کنند، تهیه کرده است.

    « در بخشی از این سوگند نامه آمده است که من عمیقا تعهد می کنم که خود را وقف خدمت به انسانیت بنمایم. من حرفه خود را با وجدان و شرافت انجام خواهم داد و سلامتی بیماران نخستین وظیفه من خواهد بود.»

    اگر چه بقراط سهم بسیاری در هنر شفای بیماران داشته، ولی اطلاعات کمی از زندگی شخصی او در دست است. تاریخ نویسان بر این باورند که او به مصر رفته و در آنجا پزشکی را آموخته است، سپس در بسیاری از جاها از جمله آتن تحصیل کرده و سر انجام به زادگاه خود برگشته است. یک مجسمه بدون پوشش در جزیره توس موجود است که ظاهرا مربوط به بقراط بوده و او را مردی کوتاه قد با ریش های مجعد نشان می دهد.

    سخنان بقراط تا کنون باقی مانده است زیرا دانشجویان او نکته هایی از درس هایش را جمع آوری کرده و با انتشار کتاب هایی آن را شرح داده اند.

    بیش از پنجاه کتاب با نام بقراط وجود دارد و نوشته هایش برای توجیه آنکه او را « پدر علم طب» بنامیم، کافی است


        نظرات دیگران ( )

  • لویی پاستور،اولین کاشف میکروب
    نویسنده: عظیم جان ابادی سه شنبه 87/2/24 ساعت 10:25 عصر

    لویی پاستور،اولین کاشف میکروب

    "لویی پاستور" ، کاشف بزرگ جهان ، در 27 دسامبر سال 1822 در شهر دول ، از شهرهای فرانسه ، پا به عرصه حیات نهاد.

    لویی پاستور

    کسب علم و دانش

    لویی پاستور ، با اینکه در یک خانواده تهی‌دست متولد شد و پدرش هم به کار دباغی مشغول بود، با این حال توانست تحصیلات خود را با استعدادی درخشان به پایان برساند. پاستور درجه لیسانس خود را از کالج سلطنتی Besancon گرفت و پس از اخذ دکترا در سن 26 سالگی ، در سال 1848 به سمت استاد شیمی دانشگاه استراسبورگ انتخاب گردید و در سال 1857 به سمت ریاست آکادمی علوم (میل) انتخاب شد.

    او همچنین عضو اصلی فرهنگستان فرانسه بود و مجلس ، ماهانه 25000 دلار مقرری برای او تعیین کرده بود.

    آغاز فعالیت های پاستور و کشف مفهوم انانتیومری

    پاستور در سال 1848 در مدرسه نرمال در پاریس ، آزمایش هایی را انجام داد. همان آزمایش ها چند سال بعد ، او را بر آن داشت که پیشنهادی را مطرح کند که اساس و مبنای شیمی فضایی است.

    پاستور وجود ایزومرهایی را پیشنهاد کرد که ساختمان آنها فقط از نظر تصویر آینه‌ای و خواص آنها فقط در جهت چرخاندن نور پلاریزه متفاوت بود و به این ترتیب ، مفهوم انانتیومری توسط پاستور کشف شد.

    کشف میکروب توسط پاستور

    پاستور از اینکه می‌دید مواد آلی ، نور قطبی را منحرف می‌سازد، حدس زد که باید موجودات زنده ریزی در این کار دخالت داشته باشند. چون به مطالعه میکروسکوپی پرداخت، مشاهده کرد که تخمیر شیره چغندر، نتیجه عمل موجودات بسیار ریزی می‌باشد که به شکل کپک است و در تخمیر ناقص همین کپک با کپک دیگر، تولید جوهر شیره می‌نماید. این بود که گفت برای جلوگیری از عمل موجودات مزاحم که مانع تخمیر می‌شوند، باید آن را جوشاند.

    پاستور عقیده داشت که اگر شراب در معرض هوا باشد، ترش شده و تبدیل به سرکه می‌شود. این نظریه، منجر به کشف یکی از بزرگ ترین معماهای عالم گردید و آن، وجود جهان موجودات بسیار ریز بود که میکروب نام دارد. پاستور، نظریه به وجود آمدن خودبخودی را رد کرد. او، نتیجه این مطالعه را در سوم اوت 1857 به آکادمی علوم داد و ثابت نمود که مخمر احتیاج به کنترل دارد تا بتواند زندگی نماید و اظهار داشت که شیر مانند شراب، ترش نمی‌گردد، مگر اینکه موجودات ریزی به داخل آن راه یابند و همین موجودات، اگر بوسیله جوشاندن و حرارت دادن از بین بروند، دیگر نه چیزی تولید می‌شود و نه عمل تبخیر صورت می‌گردد.

    پاستور اعلام داشت که عامل بسیاری از امراض، همین موجودات ذره‌بینی می‌باشند و با این اکتشاف، بزرگ ترین خدمت را به بشریت کرد.

    اثبات چرخه حیات

    پاستور، موضوع اینکه «هر چیز که نابود می‌شود، از طرف دیگر بوجود می‌آید» را که لاوازیه حدس زده بود، بر پایه و اساس محکم علمی متکی ساخت و وی اظهار داشت که بعد از مرگ، موجودات ذره‌بینی که روی نعش انسان قرار دارند، از فقدان هوا استفاده کرده و به زاد و ولد می‌پردازند و نعش را تجزیه کرده و متعفن می‌سازند. آنگاه مواد حاصل از تجزیه ی جسم مرده، به مصرف تغذیه حیوانات و نباتات دیگر می‌رسد و به این طریق به حیات ادامه می‌دهند.

    اکتشافات دیگر پاستور

    پاستور، در سال 1881، واکسن سیاه‌ زخم را برای علاج قطعی بیماری گوسفندان کشف نمود. بعد از آن، برای درمان بیماری هاری مطالعه فراوان نمود و نتیجه مطالعات خود را در سال 1885بر روی انسان آزمایش کرد و موفق شد که انسان را از آن تاریخ به بعد، از مرض هاری نجات دهد. همچنین تحقیقات زیادی را در مورد عمل باکتری‌ها از جمله انگور به شراب نمود.

    مرگ پاستور

    پاستور در سن ?? سالگی(سال 1895)  در اثر خونریزی و سکته ی مغزی درگذشت و جسد وی در محل انستیتو پاستور پاریس به خاک سپرده شد.


        نظرات دیگران ( )

  • زکریای رازی؛ شیمی‌دان بزرگ جهان
    نویسنده: عظیم جان ابادی سه شنبه 87/2/24 ساعت 10:24 عصر

    زکریای رازی؛ شیمی‌دان بزرگ جهان

    امروز پنجم شهریور ماه، سالروز تولد "ابوبکر محمد زکریای رازی" شیمی‌دان، پزشک، فیلسوف و عالم اسلامی است که ملقب به "جالینوس المسلمین " بود.

    زکریای رازی

    وی در سال 209 هجری شمسی در ری متولد شد.

    رازی ، هوشی سرشار و حافظه‌ای قوی در فراگیری علوم داشت و با اینکه از 40 سالگی بطور جدی به کسب علوم پرداخت، در مدت 20 سال به پیشرفت های خارق‌العاده‌ای در علوم مختلف دست یافت.

    توجه و اشتغال وی به علم طب، بعد از سنین جوانی و به ‌قول ابوریحان بیرونی، پس از مطالعات و تجارب آن استاد در کیمیا، عملی شد.

    "الحاوی" از مهم ترین آثار زکریای رازی است، این کتاب هرچند که تکمیل نشده باقی ماند، اما چند قرن مورد مطالعه قرار گرفت، طوری که مورخان اروپایی، آن را بزرگ ترین دایرة ‌المعارف طبی به زبان عربی می‌دانند.

    رازی این کتاب را به صورت یادداشت های متعددی تهیه کرده بود و بعد از مرگ وی به دستور ابن عمید از روی یادداشت های او کتاب را استنساخ و تنظیم کردند. بخش زیادی از نتایج آزمایش ها و مطالعات رازی در این کتاب جمع است.

    "طب المنصوری " از دیگر آثار رازی است که به نام منصور بن اسحاق، حاکم ری تالیف و تنظیم شده‌است. طب المنصوری و برخی از رساله‌های طبی دیگر محمد رازی به زبان لاتین ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاییان قرارگرفته است.

    در علم کیمیا باید رازی را سرآمد دانشمندان اسلامی دانست.

    از کارهای مهم او که متکی به آزمایش های متعدد بوده، کشف جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و الکل است.

    رازی، کتاب های متعدد در کیمیا به رشته تحریر در آورده ‌است که از آن جمله کتاب الاکسیر و کتاب التدبیر را باید نام برد.

    این فیلسوف و پزشک نامی ایران علاوه بر علم وسیع کیمیا و پزشکی، در فلسفه نیز دارای تحقیقات عمیقی است که مورد توجه و اهمیت است.

    رازی، نه فقط در طب، تجربه کسب کرد، بلکه آزمایش را در کلیه مباحث علوم طبیعی ضروری می‌دانست.

    وی،آزمایش های شیمیایی خود را با چنان دقتی تشریح و توصیف کرده است که امروزه هر شیمی دانی می‌تواند آن را مجددا به معرض آزمایش درآورد.

    رازی، مواد شیمیایی را طبقه‌بندی کرد و به اکتشافات مهمی از قبیل اکتشاف الکل و اسید سولفوریک نایل آمد.

    وی، نخستین کسی است که ‌کلیه اشیای عالم را به سه طبقه حیوانات، نباتات، جامدات تقسیم کرده ‌است.

    محل و تاریخ وفات محمد رازی به درستی مشخص نیست. ابوریحان بیرونی، وفات وی را در ماه شعبان سال 313 هجری نوشته و تعداد تألیف‌های وی را بیش از 56 کتاب و رساله دانسته است.

    پنجم شهریورماه به مناسبت سالروز تولد محمد زکریای رازی، روز داروسازی در کشور نام گذاری شده‌ است.


        نظرات دیگران ( )


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • ویژه نامه شهادت امام حسن مجتبی با بیش از 100 مطلب
    ادرس جدید سایت
    کپسولهای ترک اعتیاد، بلای جان معتادان
    کتامین
    روشهای نوین ترک سیگار
    [عناوین آرشیوشده]